يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
92
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
و كندز دريائى و كاكنج كه عروسك در پرده كويند از هريك ده درم تخم كرفس دو درم افيون يك درم همه را كوفته و پخته به آب باديان بسرشند و قرصها سازند و هر روز دو رم در نيم پياله شيره خرفه كه بده مثقال قند سفيد شيرين كرده باشند حل كرده ميل فرمايند و غذا ماش مقشر و اكر او كشنيز تر بشيره خشخاش خورند سلس البول سلس البول يعنى بىاختيار آمدن بول چون از سردى مثانه بود علامتش عدم تشنكى و خروج بول بىسوزش است رباعيه چون در سلس البول ز كندر دو درم * وز سعد برابرش نه افزون و نه كم سائى و بقند سودهاش ميل كنى * آسوده شوى رهى به صحت از غم البول فى الفراش البول فى الفراش يعنى بىاختيار آمدن بول در خواب چون از سستى عضله مثانه بواسطه غلبه رطوبت بود علامتش سردى زهار و بىرنكى قاروره است رباعيه در خواب كنى چو بول آن به كه مدام * پرهيز كنى ز كثرت ميل طعام وز بهر مداوا خورى از برش عثا * دانكى دم صبح و دانك ديكر دم شام صفت برش عثا در علاج زحير تحرير يافت ذيابيطس ذيابيطس كه عبارت از عطش مفرط